بجو و بدان، بسنج و بران - .: مـنـیـت :.
X
تبلیغات
رایتل


مقصد کجاست؟ راه های شناخت مقصد چیست و برای تغییر باید چه ابزاری را بکار گیریم؟



   در پست قبل تصمیم به آن گرفتیم که عزم خویش را به جهت خروج از هر بند و حصاری ،پیوسته و وابسته به منیت جزم کرده، و برای رها شدن از هر آنچه انسان را از صفات والای خویش دور می سازد، تصمیم به خوب بودن گرفتیم. اما همانطور که در دو پست گذشته عرض کردم آنچه انسان را از سایر جانداران متمایز میکند، قوه ی یادگیری، تحلیل و اعمال هر آنچه تمایل به انجام آن دارد می باشد. غریزه تنها بخش بسیار ناچیزی از صفات انسان را تشکیل می دهد و انسان بدون در نظر گرفتن قوانین وراثت در شکل گیری خلقیات آدمی، بخش اعظم خلقیات و صفات روحی خویش را یا تحت تأثیر تغییرات و فراز و نشیب های زندگی خویش در بر دارد و یا خود نقش مستقیمی در وصله ی آن صفات به جامه ی خلقیات خود داشته.

   از مصادیق عامل اول، یعنی تأثیر محیط و شرایط زندگی بر خلقیات، می توان به جو حاکم بر محیط خانواده، بستر تربیتی جامعه ای که انسان در آن به بلوغ فکری و جسمی رسیده و محیطی که انسان به ناچار یا بالاختیار بعلل مختلف نظیر محیط اشتغال، تحصیل و موارد مشابه با آن خو گرفته، اشاره نمود. و از جمله مصادیق عامل دوم می توان برداشت های شخصی فرد جهت انتخاب نوع برخورد با هنجارهای متفاوتی که در طول زندگی خویش با آن دست و پنجه نرم کرده اشاره نمود. به عنوان مثال نوع رفتار با همسر به جهت غلبه بر وی(!)، نوع برخورد با فرزند به جهت تربیت مناسب (البته از نظر شخص نوعی)، نوع برخورد با کارمندان یا همکاران در محیط کار به جهت اعلان خط قرمزها در ایجاد روابط فی ما بین و موارد مشابه.

   اما شاید این سوال مطرح شود که چرا عوامل وراثتی را مورد بررسی قرار نمی دهیم و آنرا کنار گذاشته ایم!؟ ما سعی بر آن داریم که به بررسی عواملی که انسان در شکل گیری و تقویت قوای غلبه ی آنها به خود، نقش مستقیمی داشته بپردازیم. به عنوان مثال هیچ کس دروغگویی، تهمت، غیبت و مسائل مشابه را بطور مستقیم و ذاتی از کسی به ارث نمی برد و این خلقیات بصورت عادت در فرد خود نمایی میکند و نباید اینگونه تصور شود که شخص همانند پدر خویش دروغگو است، بلکه آنچه در ایجاد این صفت در فرد نقش غالب و بسزا داشته، تربیت شخص در جوار پدری دروغگو می باشد و عوامل وراثتی نقش کمتری در این میان ایفا میکند! لذا ما سعی بر آن داریم تا آنچه را که انسان نقش مستقیم در شکل گیری آن حتی در قالب عادت داشته را مورد بررسی قرار داده و سعی در تغییر آن داشته باشیم و احتمال وجود عوامل وراثتی در تربیت انسان را در نظر نمیگیرم1.

   به هر صورت بنده عقیده دارم با وجود دشواری های بسیاری که انسان در راه ترک و طرد خلق و خوی نکوهیده ی خویش پیش رو دارد، از توانایی تغییر تحت هر شرایطی (هرچند بسیار کم) برخوردار است.

   نکته ی بسیار مهمی که باید به آن اشاره کرد این است که ما تنها مسئول تغییر در رفتار خویش نیستیم، بلکه باید در صورت لزوم بستری را با قدرت عمل و اراده ی پشتیبانی شده از سمت هدف والای خود، مهیا کنیم که بتوانیم در آن بزرگترین قدم ها و احسن ترین نتایج را بدست آوریم چرا که زمینه ی بسیاری از تغییرات ما، منوط به تغییر بستری ست که در آن در حال تغییر هستیم. به عنوان مثال اگر قصد به ترک عادتی چون سیگار کشیدن دارید نباید تنها به این فکر کنید که تنها شخص شما بدون در نظر گرفتن محیطی که در آن زندگی میکنید عامل ترک سیگار هستید. نباید فراموش کرد، عاملی که ماهیتی به نام عادت را در انسان تقویت می کند تنها خود انسان نیست، بلکه محیط زندگی و عواملی که شخص را مستقیم و غیر مستقیم تحت تأثیر قرار می دهد، نقش بسیار مهمی در شکل گیری عادات و خلقیات فرد ایفا می کند. لذا باید به فکر تغییر محیط نیز باشیم. به عنوان مثال اگر اراده ی ترک عادات بد در میان دوستانی که با آن عادت خو گرفته اند را نداریم، باید با ترک آن محفل دوستانه، زمینه را جهت ترک عادات و خلقیات منفی مهیا کنیم. شاید در نگاه اول مقداری سخت گیرانه به نظر رسد اما دو راه بیشتر نداریم، یا با اراده ی قوی در محفل دوستانه خواهیم ماند و تن به ارتکاب مجدد عادت بد نخواهیم داد یا باید ترک محفل کنیم!

اما همانطور که از نام این پست می توان فهمید، اولین قدم در تغییر، چگونگی شناخت خوب و بد برای تغییر و راندن عادات نکوهیده از روح آدمیست. بجو و بدان، بسنج و بران. در وهله ی اول ما وظیفه داریم با ابزارهایی که در اختیار داریم در پی آن باشیم که بدانیم بد و خوب، خیر و شر و درست و نادرست چیست و آیا در منظر همه خوب، خوب مطلق و بد، بد مطلق است یا خیر خوبی و بدی ممکن است تحت شرایطی تعاریفی عکس با آنچه ما میپنداریم ارائه دهند! و در مرحله ی بعد ما وظیفه داریم آنچه را که به عنوان بد، شر و نادرست شناسایی و از بین موارد قابل بررسی، استنتاج کرده ایم، از خویش برانیم.

   به صورت منطقی هر تغییر دارای مبدأ و مقصدی مشخص است و آنچه مسلم است این است که ما باید بدانیم از وضعیت فعلی که در آن قرار داریم، توسط چه ابزار و با چه دیدگاه و عقیده ای باید به سرمنزل مقصود برسیم؟ چگونه باید خلقیات و عادات را طبقه بندی کرده، دسته ای را تکریم و دسته ی دیگر را تحریم کنیم! آیا باید عاداتی چون خشم و غرور را ریشه کن کرده یا خیر به نتیجه خواهیم رسید که خشم و غرور نیز گاهی اوقات حلال مشکلات هستند؟ مهربانی و گذشت در همه حال مفید یا خیر در برخی موارد زمینه ساز سوء استفاده های جبران ناپذیرند؟ آنچه ما باید بدانیم آن است که خوب چیست و خوبی کدام است و در طرف مقابل بد چیست و بدی کدام است؟

   کم هزینه ترین و مطمئن ترین و البته پیچیده ترین ابزاری که ما به جهت کسب آگاهی در تعریف تعابیر خوبی و بدی در دست داریم قوه ی استدلال و سنجش عقل است. میتوان برخورد افراد با یکدیگر و برخورد افراد با شخص خودمان را مورد بررسی قرار داده و در حالات مختلف اینگونه استنتاج کنیم که آیا خُلق X همواره خیر بوده یا خیر در گاهی اوقات زمینه ساز عوامل شر گشته و بلعکس. عجله نکنید و زود دفتر تحلیل را با قضاوت قاطع نبندید! بزرگترین وظیفه ی ما شناخت مقصد، شناخت ابزار حرکت و حرکت به سمت تغییر است و همین شناخت ابزار، نتایج قابل توجهی خواهد داشت که شما را شگفت زده خواهد کرد. نیازی نیست با مشاهده ی چندین برخورد نتیجه را اعلام نموده و دفتر مقایسات و تحلیل های خود را ببندید. آهسته و پیوسته در صدد اثبات بهترین خلق و خوی مورد نظر باشید.

   دومین ابزار و به بیانی قدرتمندترین ابزار که میتوانیم از آن به جهت شناخت واقعی مفهوم خلقیات استفاده کنیم، مطالعه است که البته قوا دهنده و عامل دقت ابزار اول نیز می باشد. این ابزار هرچند هزینه بر، اما قدرتمندترین ابزار در دستان ماست. با مطالعه، شما توانایی تحلیل، مقایسه و نقد نظرات دیگران در وصف خلقیات را داشته و علاوه بر آشنایی با نظرات افراد متخصص، میتوانید سطح آگاهی و دانسته های خود را بالا برده و بهترین را انتخاب کنید. در این میان افرادی که معتقد به ادیان و مکاتب مختلف هستند دستورات خداوندگار، روحانیون مکتب و یا شخصیت های متخصص اخلاقی مورد تأیید خود را سرلوحه قرار داده و گفتار و رفتار آنان را سرلوحه ی خویش قرار میدهند. به هر صورت آنچه مهم است شناخت خوبی ها و بدی هاست و آنچه مورد اعتقاد خواننده می باشد چندان مطرح نیست.

   اما این دو ابزار خود نیاز به تشریح و تفسیر بسیار دارند که عقل چیست و استدلال صحیح و بی غرض چگونه انجام میپذیرد؟ مطالعه ی چه منابعی مفید و باید برای شناخت خوبی ها و بدی ها چه منابعی را مورد مطالعه قرار داد؛ که در پست های آینده به بیان آنها خواهیم پرداخت...


پی نوشت ها پی نوشت ها:

[۱]^- می توان پذیرفت که انسان ذاتاً دارای صفاتی چون طمع، تکبر و ... می باشد که قرآن بارها به این خصلت های ذاتی بشری اشاره نموده که در آینده به بحث در این مورد خواهیم پرداخت. مطلبی که انکار نشدنی ست، این است که قرآن و دیگر کتب مذهبی، سهم بسیار بزرگی در تشریح و بیان خلقیات نکوهیده دارند که بدون شک می توان با تشریح و تفسیر آن خلقیات، راه را برای رسیدن به مقصد هموارتر نمود و بنده نیز مطالب را از بیان آیات قرآن و کتب مشابه در این مورد بی نیاز نمی بینم.



نویسنده: محمد | تاریخ:
1 تیر 1389
| نظرات: 13 نظر


Powered by Mohammad Pirhadi