شناخت-عقل - .: مـنـیـت :.
X
تبلیغات
رایتل


انسان جهت شناخت هر آنچه در پیرامون خویش میبیند و وجودش را مؤثر در حیات و عملکرد خویش میداند، به سه قوه ی عقل، فکر و حس نیازمند است. لذا جهت تصمیم گیری های مؤثر روزمره ی خویش، نیازمند شناخت هرچه بهتر این قوای سه گانه هستیم. اقسام، وظایف و توانایی های عقل چه هستند و چگونه باید اشرافی کافی به عملکرد عقل و دیگر عوامل تأثیرگذار بر آن داشته باشیم ...


   انسان و دنیای غیر قابل قیاسش با دیگر جانداران کره ی خاکی، دسترنج زحمات خستگی ناپذیر عضوی تکامل یافته در ساختمان بدن وی، یعنی مغز است. تفاوت فاحشی که میتوان میان زندگی انسان و دیگر جانداران مشاهده نمود، از آن روست که انسان محتاج و محکوم به پیروی مطلق از غریزه ی ذاتی خویش نیست، و می تواند برای هر چه مؤثرتر و پایدارتر ماندن حیات خویش، بیاموزد، بکوشد و به اهداف و آمال نامتناهی خویش دست یابد. لذا ما محکوم به تبعیت از عقل و درایت خویش برای تحلیل و انتخاب هرآنچه ما را به سر منزل مقصود می رساند هستیم. از این رو در مواجهه با برخی مسائل به عقل و فکر، و متأسفانه در برخی مسائل به ارتکاب عادات رجوع کرده و به کلکسیون اشتباهات مشابه خویش، اشتباهات دیگری را اضافه میکنیم.

   بطور کلی از نظر فلاسفه، عقل، فکر و حس سه منبع شناخت در فلسفه هستند. پیرو مطالب قبلی، پیرامون شناخت خُلقیات درست و نادرست، و بررسی ماهیت عقل و فضایل عقلانی، در این پست به بررسی نقوش مهمی که عقل و تعقل در زندگی ما ایفا میکنند، میپردازیم.

   همانطور که در پست قبل، فضایل عقلانی را مورد بررسی قرار دادیم و از کم و کیف این فضایل که در زندگی ما نقش مهمی را ایفا میکنند، صحبت کردیم، نیاز است تا با چگونگی تأثیر و بکار گیری این ابزار یکه تاز در تعیین سرنوشت آدمی، آشنا شویم. نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد آن است که ما در پی شناخت وظایف، محدودیت ها و توانایی های عقل هستیم، و نه موشکافی در چیستی عقل! در اینباره فیلسوفان زیادی از جمله دکارت، کانت، هیوم، اسپینوزا، افلاطون و دیگر فلاسفه، سخن ها رانده اند و کتاب ها نوشته اند، که بطور حتم در شناخت عقل و بطور کلی قوه ی شناخت آدمی، هریک انقلابی فلسفی را بپا کرده اند. آنچه مد نظر است، وظیفه و قدرت عقل و انسان بینی در محدوده ی عقل است. درک این مطلب که انسان ها در مواجهه با مسائل مختلف، چگونه باید با توسل به عقل و بطور کلی قوای سه گانه ی شناخت خویش، مسائل را هرچه بهتر درک کرده، آنان را تحلیل و موشکافی کنند و در نهایت بهینه ترین نتیجه ی ممکنه را جهت واکنش به عمل وارد شده استنتاج نمایند.

   جهت آشنایی دقیق تر با عقل، بهتر است مطلب را با معنای مفهومی این واژه در لغت نامه ی دهخدا آغاز کنیم:

١- عقل، خرد و دانش و دریافت. یا دریافت صفات اشیاء از حسن و قبح، کمال و نقصان و خیر و شر؛ یا عقل جوهری است لطیف، و نوری است روحانی، که ابتدا چون عقل کودک ناقص و کم توان، اما به مرور زمان و افزایش توانایی، به بلوغ و تکامل میرسد (منتهی الارب).

۲- خرد و دانش‚ قوتی است که انسان بوسیله ی آن، اشیاء را از هم تمیز دهد و آن را نفس ناطقه نیز گویند (غیاث اللغات) (از آنندراج).

۳- عقل، جوهری است مجرد، که حقایق اشیاء را دریابد (از تعریفات جرجانی).



   در رابطه با شناخت عقل، تحلیلات بسیاری وجود دارد که عقل را دسته بندی، ویژگی های هر یک را بیان و به تفصیل به تشریح آن پرداخته اند که در بحث نمیگنجد و البته نیاز چندانی نیز به این تعاریف نیست. اما جهت آشنایی با پایه ای ترین مفهوم شناخت عقل، پاره ای از عقاید و تعاریف فلسفی حکیم بوعلی سینا، جهت سهولت در درک مطالب، که لازمه ی بیان مطالب است را خلاصه و چکیده بیان میکنم و در انتهای مطلب، جهت دسترسی به اطلاعات دقیق تر ،درج منبع خواهم کرد.

   در یک جمع بندی در بیانات حکیم که عقل را به دو قسم نظری و عملی تقسیم کرده است، اینگونه میتوان استنتاج نمود:

 

عقل نظری:

   عقل نظری تنها احکام کلی را درک می‏کند، و احکام کلی حتی اگر مربوط به عمل باشند، نمی‏توانند باعث ‏برانگیخته شدن شوق و اراده و انجام عمل در انسان گردد و تنها امری نظری و فکری است. از این روست که ابن سینا قوه ی درک کننده ی احکام کلی (خواه احکام کلی صرفاً نظری، و خواه احکام کلی مربوط به عمل) را عقل نظری می‏نامد. به عنوان مثال درک احکامی چون شر بودن دروغ و تهمت، و خیر بودن مهربانی و صداقت.

 

عقل عملی:

١- عقل عملی، مبدأ تحریک کننده ی بدن انسان به افعال جزئی برآمده از رویه و تفکر است، و تنها مبدأ تحریک کننده ی بدن، که مختص به انسان است، عقل عملی است، و دیگر مبادی میان انسانها و چارپایان مشترک است

۲- عقل عملی، مبدا اخلاق نیک و بد است و با ادراک افعال خوب و بد، منشأ اخلاق خوب و بد می‏گردد، زیرا ادراک اعمال خوب و بد، مبدأ عمل است.

۳- عقل عملی، به کمک عقل نظری حکم جزئی را ادراک می‏کند، و وظیفه ی عقل عملی ادراک حکم جزئی عملی، و استنباط این حکم از حکم کلی عملی است.


و نیز در عیون الحکمه می‏گوید:

نقل قول«نفس ناطقه دو قوّه دارد، یکی از آن دو، زمینه ی عمل را فراهم می‏کند. این قوّه به بدن مرتبط است و بوسیله آن میان آنچه سزاوار عمل کردن است، و آنچه سزاوار نیست عمل شود، و میان خوب و بد در جزئیات، تمیز داده می‏شود. این قوه عقل عملی نام دارد. قوّه ی دوم، نفس را آماده نظر می‏کند. این قوّه به معقولات و کلیّات نایل می‏گردد، که عقل نظری نامیده می‏شود».

   از سخنان ابن سینا چنین استفاده می‏شود، که عقل عملی قوّه ‏ای است که نفس به وسیله آن، احکام جزئی مربوط به عمل را، از احکام کلی عملی استنباط می‏کند. اما استنباط احکام کلی عملی، بر عهده ی عقل نظری است. بدین ترتیب عقل نظری، گذشته از این که احکام کلی حکمت نظری1 را استنباط می‏کند، استنباط احکام کلی حکمت عملی2 را نیز بر عهده دارد. آن چه بر عهده ی عقل عملی است، استنباط احکام جزئی عملی، از احکام کلی عملی است. برای مثال این احکام که «عدالت نیکو است‏» و «ظلم قبیح است‏» و «راستگویی خوب است‏»3 احکامی هستند که عقل نظری آنها را استنباط می‏کند. وقتی عقل نظری این احکام را صادر کرد، هر یک از این احکام به منزله ی کبرای قیاس4 لحاظ می‏شوند، که پس از منضم شدن (پیوستن و ضمیمه شدن) صغری5 به آن، عقل عملی، حکم جزئی را استنباط می‏کند. برای مثال، از دو مقدمه ی: «این عمل عدل است‏» و «عدل نیکو است‏»، نتیجه می‏گیرد که «این عمل نیکو است‏».

   از آن جا که صغری، معنایی جزئی است، و ادراک معانی جزئی، با قوه ی وهم است، لذا قوه ی واهمه آن را ادراک می‏کند. و چون کبری، حکم کلی است و ادراک حکم کلی ،بر عهده عقل نظری است، بنابراین عقل نظری آن را درک می‏کند. در نهایت این عقل عملی است، که پس از اخذ دو مقدمه ی مذکور، نتیجه را از آنها استنباط می‏کند، زیرا نتیجه ی حکم جزئی، مربوط به عمل است و استنباط چنین حکمی بر عهده ی عقل عملی است.

   اما نکته ای که باید به آن توجه نمود، تأمل در مقدمات استنتاج حاصله از فعالیت عقل عملی است. «این عمل عدل است» و «عدل نیکوست». در نیکو بودن مفهوم عدل شک و تردیدی نیست و میتوان با اندک استدلالی آن را به اثبات رساند. اما مهمترین قسمت این دو مقدمه تنها بخش اول آن است. یعنی تشخیص و تفهیم اینکه «به چه دلیل این عمل عدل است»؟! به عبارتی بحث درست و نادرست که سابقاً در رابطه با آن بحث کردیم، گریبان صغرای قیاس ما را میگیرد. در نتیجه مقدمه ی استنتاج ما، خود نیاز به مقدمه چینی و استنتاج دارد (نیاز به صغری کبری دارد)!

   اگر بخواهیم وظیفه ی خود را در گروی مطالب مطروحه، در رابطه با استنتاجات عقل عملی بیان کنیم، در رابطه با مقدمه ی اول یعنی امور خیر و شر به قدر کافی طی چندین هزار سال تاریخ زندگی بشری، دقت و صحبت شده و اصل و مبنای خیر و شر شاید به تکاملی که قوه ی ادراکی نیازمند درک آن است رسیده باشد. لذا نیازی نیست جهت جستجوی ماهیت و اصول اخیار و شرور دست به ابتکار عمل بزنیم! اما در قبال قسمت دوم مقدمه ی بالا، که استنباط کننده ی امور خوب و بد، حسن و قبیح و کریه و جمیل هستند ما موظف به چندین وظیفه هستیم. جهت عدم سنگینی مطلب، این وظایف به تفصیل در پست آینده مطرح خواهند شد.

 

پی نوشت ها پی نوشت ها:

[۱]^- علم به احوال اشیاء و موجوداتی که وجود آنها تحت حیطه و قدرت بشر نیست.

[۲]^- علم به احوال اشیاء و موجوداتی که وجود آنها تحت حیطه و قدرت بشر است.

[۳]^- خواه این احکام را احکام اولی بدانیم، خواه از مشهورات و خواه احکامی که آدمی بر اساس تجارب خویش بدانها دست ‏یافته است.

[۴]^- قیاس کل: همه ی درختان برای رشد، نیاز به نور خورشید دارند.

[۵]^- قیاس جزء: سرو یک درخت است.

 

منابع منابع:

[۱]- طبیعیات شفا- حکیم بو علی سینا.

[۲]- عیون الحکمه- حکیم بو علی سینا.

[۳]- عقل عملی در آثار ابن سینا- رضا برنجکار (مقاله).

[۴]- فرهنگ فارسی دهخدا- علی اکبر دهخدا.



نویسنده: محمد | تاریخ:
14 مرداد 1389
| نظرات: 4 نظر


Powered by Mohammad Pirhadi