منیت و منیت - .: مـنـیـت :.
X
تبلیغات
رایتل


 این «منیت» که با «منیت» رو در رو شده، چه مشخصه و ویژگی هایی داره؟ کدام من و کدام منیت؟ کدام حصار و کدام بی نهایت؟


   شاید این سوال برای عزیزانی که پیگیر مطالب وبلاگ هستند بوجود بیاد، که: چرا خط مشی مشخصی برای برنامه ی پیشرفت آدمی در نظر نگرفتم و به اون نمیپردازم؟ چرا مصداق مشخصی برای مطالب و نکات بیان نمیکنم؟ چرا پای تک تک حرفها فلان آیه و فلان روایت و حدیث رو قرار نمیدم! و یا چرا تبلیغ راه و روش تجربه شده ای رو نمیکنم.

   آدمی، هر اندازه اندک، دارای عقل، شعور، درایت و قوه ی ادراکه، که میتونه خودش رو با محیط هرچند مغایر با ایده آلات متعارف و ذهنی خودش، وفق بده و برای برخورد با مشکلات راه و روش خودش رو داره که میتونه برگرفته از عوامل مختلف باشه و اصولاً دارای اختیار در عمله.

   با گذر زمان متقابلاً همگام با تغییرات روحی، اعم از آمال و آرزوها، لذایذ، نیازهای غیر مادی و ...، باید متناسب با کنش های جدید، در راه و روش زندگی، تجدید نظر و در مورد اونچه که میتونه ما رو به ایده آل نزدیک تر کنه تفکر بشه. تفکری عمیق، مو شکافانه و مستند. با گذر زمان مسلماً الگوهای مذهبی، روانشناسی و اجتماعی علیرغم پابرجایی اهداف والا مقام و غالباً اصولیشون، باید در عمل دستخوش تغییرات قرار گرفته و به بیانی با زمان همگام و بهینه سازی بشن. به عنوان مثال اداره ی راهنمایی و رانندگی دو کشور ایران و آلمان رو در نظر بگیرید. هدف از تعیین حداکثر سرعت در آزاد راه ها، حفظ جان و مال رانندگان و سرنشینان خودروئه. اما اداره ی راهنمایی و رانندگی ایران با توجه به سطح کیفی و امنیتی جاده ها و خودروهای داخلی، حداکثر سرعت رو 120 کیلومتر بر ساعت و اداره ی راهنمایی و رانندگی آلمان حداکثر سرعت رو به عنوان مثال 240 کیلومتر بر ساعت تعیین میکنه. هدف کاملاً مشابه و دارای ثبات مشترکه اما در اجرای احکام و قوانین بعلت شرایط مختلف، تغییرات چشمگیری اعمال میشه.

   از این رو ما برای درک هرچه بهتر محیط و بستری که درش زندگی میکنیم و تحت تأثیر عوامل مختلف اون قرار میگیریم، نیاز مبرم به کسب آگاهی بدون مرز و محدوده داریم. ما ملزم به پیروی مطلق از اصول انسانی و اخلاقی آئین و مکتب خاصی نیستیم و البته در هیچ مکتب ریشه داری بیان نشده به هیچ علم و دانش و آگاهی دیگری دامن نزنید و هر آنچه میخواهید از این آئین و عالمان این آئین طلب کنید1.

   امام اول شیعیان در حدیثی درخور توجه میفرمایند: «هر کس کلمه ای به من بیاموزد، مرا بنده ی خویش کرده». اونچه از این حدیث میشه برداشت کرد اینه که همه ی ما به هر نحو و از هر طریقی نیازمند کسب دانش ولو به اندازه ی یک کلمه هستیم. دوست عزیزی بر مطالب خرده گرفتن که چرا تا وقتی دکتر شریعتی هست از شکسپیر و کنفوسیوس و دورانت صحبت میکنی! برای ما نباید بین انسان هایی که دارای سطح آگاهی بالایی هستن، تفاوتی در کسب آگاهی باشه. در کسب علم و دانش به تنها مقوله ای که باید کمترین توجه رو داشت، شاخص های نژادی، مذهبی و اعتقادی شخص حامل اطلاعاته. نباید فراموش کرد که تنها افتادن یک سیب از درخت باعث شد آیزاک نیوتن، پی به وجود یک نیروی کاملاً ناشناخته ببره. یک اتفاق، یک جمله و حتی یک کلمه میتونه مسیر و طریقه ی تفکرات ما رو تحت تأثیر و حتی تحت سلطه قرار بده و این حقیقتیه که تمام افرادی که اهل تفکرند باهاش برخورد داشتن و خودشون رو در موارد بسیاری مدیون نظرات و عقاید دیگر اشخاص و حتی اتفاقات بسیار پیش پا افتاده میدونن.

   علم و دانش به مثابه زنجیره ی ناگسستنی ایه که دارائی های بشر رو از ازل به آیندگان منتقل خواهد کرد و مسلماً تفکرات و عقاید کهن در عقاید و افکار آیندگان دخیل و تأثیر گذاره. حتی اگر این تأثیر بظاهر بسیار کمرنگ و فرسوده باشه، اما بانی تغییرات قابل توجهی شده که وجود فعلی این عوامل، ممکنه چندان محسوس نباشه، اما بدون شک نقش خودش رو ایفا کرده و خواهد کرد.

   با این تفاسیر ما نباید خودمون رو به هیچ چیزی جز بی نهایت محدود کنیم. باید دانست و دانست و دانست تا جاییکه تنها نامی که میشه روی این محدوده گذاشت، مفهوم منحصر به فرد «بی نهایت» باشه. حتی اگر مقید به پیروی از شناسه های مختلف علمی مکتبی خاص باشیم، نباید خودمون رو از عالم خارج آئین و مکتب مذکور محروم کنیم، چرا که مسلماً آشنایی با دنیای بیرون، ما رو در درک هرچه بهتر دنیای درون یاری خواهد کرد.

   آدمی برای آموختن به اندازه ای پتانسیل داره که حضرت علی (ع) در حدیثی میفرمایند: «هر ظرفی از آنچه در آن مینهند پر شود، مگر ظرف دانش که هر چه در آن مینهند فراختر می شود». چنین تعبیری از کسب آگاهی و دانش به عقیده ی من بی مثل و نظیره. به بیانی دیگه تنها عطشی که فروکش نخواهد کرد، عطش کسب علم و دانشه چرا که پایان و نقطه ی ارضائی نداره. لذا از هر چیزی که بشه ازش دانش و آگاهی استخراج کرد باید استفاده کرد و تنها خیانتی که میشه به خودمون بکنیم، اینه که حق دانستن رو منحصر به مجموعه و محدوده ای خاص بکنیم. باید دانست و برای این دانستن باید جویا شد، باید پرسید و در کنار دستگیری از دانش های پیشین، در صدد تکامل اطلاعات با دانش نوین و حتی کشف دانش های نوین بود.

   اونچه که من در پی حذف اون هستم، به حصار کشیدن روح بلند آدمی در هر محدوده ایه. من و منیتی به وسعت بی نهایت، جایگزین من و منیتی که ریشه در غرور، تعصب، کوته بینی و خودپسندی داره.

   امیدوارم اونقدر تشنه ی این بی نهایت باشیم تا از سطحی ترین اتفاقات و رویداد های زندگیمون درس بگیریم و به نقطه ای که لایق اون هستیم برسیم چرا که هستی اونقدر بیکران و وسیعه که ما برای بستن پرونده ی آگاهی ها و تغییرات مون در مواجهه با محیط پیرامون، نیاز به عمری چندین هزار ساله داریم.

 

پی نوشت ها پی نوشت ها:

[۱]- هرچند ممکنه طبق ادعای دین و مکتبی، ما هر اونچه برای تکامل نیاز داشته باشیم بتونیم در اون آئین پیدا کنیم اما اونچه باید مد نظر قرار بگیره، آشنایی هرچه بیشتر با انواع و اقسام تفکرات و نگرش های موجود در هستیه که بدون شک به ما در درک و شناخت هرچه بهتر چیستی دنیا و گستره ی تفکرات و عقاید مردم سراسر دنیا کمک میکنه.



نویسنده: محمد | تاریخ:
19 شهریور 1389
| نظرات: 4 نظر


Powered by Mohammad Pirhadi